تنها عاملی که تحمل این دنیا را برایم آسان می سازد، وجود توست!

تو خود می دانی که آدم ذاتا بی مرام است. من هم آدمم!

برای به یاد آمدن تو حتما باید مصیبتی در پیچ و خم های زندگی مانع ادامه ی دویدنم شود.

با این حال گاهی صدایت می زنم. گاهی هم بهانه ای می سازم برای نشستن و از دویدن در مسیر دست کشیدن.

به هر طریق باز هم در شرایطی به تو رو می آورم که فرشتگانت همه سر به تأسف تکان می دهند

بی مرام تر از خودم ندیدم تا به حال

اما با این حال تنها عاملی که تحمل این دنیا را برایم آسان می سازد

علم به وجود توست

همه ی این بدبختی ها و کسری های ناشی از عقل ناچیزم، از کمبود یقین است نه علم!

می بینی؟ هنوز دارم از راه چاره ی آسودگی زندگی خود با تو سخن می گویم.

گفتم بی مرام تر و خودخواه تر از خود ندیدم...