وقت ندارم احساس میکنم نزدیکه، میدونی میخوام هرچی که میتونستم باشم رو امتحان کنم، می ترسم از اینکه فقط یه مسیرو انتخاب کنم

الان میدونی مثل چی میمونه؟ مثل اینکه یکی میگه آدم باید همه چی رو تجربه کنه حداقل یه بار! بعد یکی میگه: حتی سیگار؟

نه منظورم این نیست الان. من بداش رو قبلا امتحان کردم. تا دلت بخواد. ولی راستشو بخوای زیاد رضایت بخش نبود برام. نه که بگم زندگی رضایت بخشی نداشتم، نه... ولی میتونستم بهتر از این باشم. بهتر از این آدم بدی که هستم و بودم. میخوام خوباش رو امتحان کنم.

من دوس دارم همش منقلب بشم. تغییر کردن رو دوس دارم. دوس دارم همش تغییر کنم... همش تغییر تغییر تغییر... حتی در هر لحظه نسبت به لحظه قبل. ولی حالا درسته منقلب شدن رو دوست دارم اما این دلیل نمیشه هر تصمیمی گرفتم متأثر از منقلب شدنه. این تصمیمی که دو سه خط بالاتر راجع بهش حرف زدم رو میدونی چند سال پیش گرفتم؟ آره اولین باری که منقلب شدم شاید این تصمیم به ذهنم رسید. البته شایدم اولین باری که منقلب شدم نبود. چون من زیاد منقلب شدم و در عین حال آلزایمر نسبی هم دارم بنابراین یه چیزایی رو یادم می آد مثل اینکه خیلی زیاد منقلب شدم و یه چیزایی رو یادم نمیاد مثل اینکه کی اولین باری بود که منقلب شدم. خلاصه آره! این تصمیمو خیلی وقته گرفتم... چه تصمیمی رو؟ امتحان کردن خوباش دیگه خنگ جان! اما میدونی چیه؟ اه هیچی ولش کن. حتی معذبم از اینکه راجع بهش حرف بزنم. من دیگه از زیاد حرف زدن پرهیز می کنم. چون آدم درست و حسابی که نیستم وسط حرفام یه چیزی میگم که بعدا نمیتونم جمعش کنم و اونوقت ضایع میشم و از طرفی چون آدم احساساتی هستم واسه احساساتم خوب نیست ضایع بشم. میفهمی چی میگم؟ وای انگار دلم خیلی پره و این چند وقت به زور تونستم انقدر درونگرا باشم. البته چرت گفتم من هیچوقت موفق نشدم آدم درونگرایی باشم. به قول خودم همیشه هر اتفاقی واسم میافته رو مثل یه قورباغه مضحک میذارم کف دست دیگران. ولش کن. داشتم میگفتم، چی میگفتم؟ هممممم.... یه دقه صبر کن ببینم... آهان! اینکه معذبم حتی از اینکه راجع بهش حرف بزنم. راجع به چی؟ راست میگی راجع به چی؟ قاطی کردم... اه داشتم چی میگفتم اصلا. میبینی میگم نباید زیاد حرف بزنم.

خوب بودن خیلی کار سختیه. یا بهتره بگم واسه من که خیلی سخت بوده. ولی حداقل خبر خوشی که هردفعه با گفتنش خودمو دل خوش میکنم اینه که خوب بودن غیرممکن نیست. چون من آدمای خوب زیاد دیدم تو دنیا... ولی یه چیزی رو که نباید فراموش کرد... یعنی من که فراموش خواهم کرد حتما چون آلزایمر نسبی دارم اما لطفا شما فراموش نکن و بعدا یادآور شو واسه من... اونم اینکه... اه نمیدونم چجوری یگم که قشنگ باشه. پس نمیگم که گند نزنم به جمله چون نصیحت ارزشمندیه. بعدا از یکی میپرسم چجوری بگمش بهتره